السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

43

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

شد ، جنگ برپا گرديد . و گويند جنگ بصره كه معروف به جنگ جمل است اين چنين صورت گرفت و گرنه هيچ يك از فرماندهان هر دو لشكر تصميم به جنگ نداشتند و ندانستند كه مسبّب اصلى جنگ كسيت ! اين افسانه‌سرا ، داستان سبائيان را به همين جا پايان داده و ديگر از سرنوشت آنان سخنى به ميان نمىآورد . اين بود شمّه‌اى از افسانهء « سبائيه » ، اكنون پيش از آنكه به بررسى در بارهء اساس اين قصّه بپردازيم ، مناسب است آن عدّه از بزرگانى را كه جزء « سبائيه » شمرده‌اند بشناسيم . الف . ابوذر . ب . عمّار بن ياسر . ج . عبدالرّحمن بن عديس . د . صعصعة بن صوحان . ه - . محمّد بن ابى خذيفه . و . محمّد بن ابى بكر ، فرزند خليفهء اوّل . ز . مالك اشتر . اوّل - ابوذر : جندب بن جنادهء غفارى است . وى چهارمين كس از چهار نفرى است كه در اسلام سبقت جستند و پيش از سايرين به پيامبر اسلام ايمان آوردند ، و از آنانى بود كه در عصر جاهليّت نيز خداپرست بوده ، بت پرستى را ترك گفتند ، هنگامى كه اسلام آورد ، اسلام خود را در مكّه ، و در بيت الله‌الحرام آشكار كرد ، پس عدّه‌اى از بزرگان قريش او را گرفته ، آنقدر زدند كه به خون خود آغشته گرديده و بيهوش شد . آنان به گمان اين كه وى مرده است او را رها كردند . پس از آن كه به حال خويش باز آمد ، به موجب دستورى كه رسول خدا داد ميان قبيلهء خود بازگشت و همچنان آنجا بود تا غزوات بدر و احد پايان يافت . پس از آن به سوى مدينه شتافته ، به خدمت آن حضرت شرف‌ياب گرديد . بعد از رحلت پيغمبر ( ص ) به شام فرستاده شد ، ولى در زمان خلافت عثمان معاويه از وى شكايت